نشست ششم | عرفان؛ از عرفان نظری تا حکمرانی دینی

2026/06/20 | 13:10
نشست ششم | عرفان؛ از عرفان نظری تا حکمرانی دینی

در این نشست که با محور «حکمرانی جمهوری اسلامی ایران؛ چالش‌ها و فرصت‌ها» برگزار شد، آیت‌الله محمدباقر تحریری استاد اخلاق حوزه علمیه قم به تبیین نسبت عرفان با مسئله حکمرانی، جایگاه معرفت غیبی در منظومه دین، و حدود و ثغور ورود مباحث عرفان نظری به عرصه اجتماع و سیاست پرداخت.

اهداف و ضرورت‌های بازخوانی امتداد اجتماعی عرفان

در ابتدای این نشست، حجت‌الاسلام والمسلمین محمدحسین علی‌جان‌زاده روشن، دبیر علمی همایش، ضمن خیرمقدم به اساتید و حاضران، با اشاره به عنوان و مسئله اصلی نشست اظهار کرد: این همایش با محور «امتداد اجتماعی عرفان در ساحت تمدنی و نسبت آن با حکمرانی جمهوری اسلامی ایران » در پی آن است که به ابعاد مختلف پیوند میان سلوک عرفانی و عرصه‌های اجتماعی و تمدنی جامعه بپردازد.

وی با تأکید بر اینکه معنویت و عرفان از نیازهای بنیادین بشر معاصر به شمار می‌رود، افزود: مسئله اصلی این است که این دانش و سلوک تا چه اندازه می‌تواند در ساحت‌های مختلف زندگی انسان، به‌ویژه در حوزه‌های اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و حکمرانی نقش‌آفرین باشد و مورد بازخوانی و بازآفرینی قرار گیرد.

دبیر علمی همایش همچنین با اشاره به هم‌زمانی برگزاری نشست با ایام سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی(ره) گفت: این جلسه علاوه بر گرامی‌داشت یاد و سلوک معنوی امام راحل(ره) و رهبر شهید انقلاب، فرصتی است برای تأمل دوباره در ظرفیت‌های معرفتی عرفان و امکان امتداد آن در عرصه‌های دانشی و تمدنی امروز.

عرفان و معنویت؛ پشتوانه فهم دینی از جهان

آیت‌الله تحریری در آغاز سخنان خود با اشاره به جایگاه عرفان در نگاه دینی اظهار کرد: اگر بخواهیم از ریشه نگاه کنیم، مسئله عرفان و معرفت نسبت به عالم غیب، پشتوانه اصلی ادیان الهی است. اساساً ارتباط انسان با عالم غیب، هم در مبدأ معنا دارد، هم در معاد، و هم در نحوه اداره زندگی انسان.

وی افزود: این ارتباط در دو ساحت تکوین و تشریع خودش را نشان می‌دهد و همین مسئله است که در نهایت، عبودیت را معنا می‌کند. یعنی همه دعوت انبیا (ع) به بندگی خدا، بر همین شناخت استوار است.

تفاوت مبانی حکمرانی در نظام‌های فکری مختلف

این استاد اخلاق حوزه علمیه در ادامه به تفاوت مبانی حکمرانی در جهان اشاره کرد و گفت: هر نظام حکمرانی، پشتوانه فکری و جهان‌بینی خودش را دارد. نظام‌های مادی مثل سرمایه‌داری یا سوسیالیسم، طبیعتاً بر نگاه مادی به انسان و جهان بنا شده‌اند و قوانینشان هم از همان‌جا درمی‌آید.

وی ادامه داد: اما در حکمرانی اسلامی، مسئله متفاوت است. اینجا مبنا توحید و ایمان به غیب است؛ یعنی انسان باید باور کند تحت ربوبیت الهی قرار دارد و قوانین زندگی او نهایتاً باید از وحی گرفته شود.

وی تأکید کرد: اما اینکه بخواهیم برخی مباحث دقیق فلسفی یا عرفانی، مثل نسبت وجود و حق تعالی، یا مباحثی از این دست را وارد سطح حکمرانی کنیم، این‌طور نیست. این‌ها جای خودش را دارد و نباید خلط شود.

عرفان نظری؛ دانش دقیق، اما غیرقابل تسری به سطح عمومی

آیت‌الله تحریری با اشاره به جایگاه عرفان نظری گفت: عرفان نظری یک دانش دقیق و تخصصی است و در موضوعات دقیق نیز بحث می شود. موضوعش هم بحث‌هایی مثل توحید، اسماء و صفات الهی، انسان کامل و مسائل مرتبط با آن است که در جایگاه علوم انسانی باید بدان پرداخت.

وی افزود: این مباحث در حوزه‌های علمیه، بعد از طی مقدمات کلامی و فلسفی فهم می‌شود. یعنی یک مسیر علمی جدی دارد و نمی‌شود آن را مستقیم وارد فضای عمومی کرداما برای توسعه علوم می توان از آنها کمک گرفت.

آیت‌الله تحریری تصریح کرد: قوام حکمرانی دینی بر معارف عمومی قرآن، بر فطرت انسانی و بر همان فهم عمومی از توحید و عبودیت است, اما اصطلاحات تخصصی عرفان نظری مربوط به محیط های خاص خود است.

تفکیک میان حرکت امام خمینی (ره) و عرفان نظری

این استاد حوزه علمیه در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به شخصیت امام خمینی (ره) اظهار کرد: باید این نکته را روشن کرد که حرکت اجتماعی امام (ره) بر چه اساسی شکل گرفت؛ بر اساس عرفان نظری یا بر اساس ایمان دینی و درک فقهی از دین

وی گفت: آنچه در حرکت امام (ره) نقش اساسی داشته، همان ایمان عمیق دینی و فهم فقهی از متن دین است که از قرآن، سنت و عقل گرفته شده؛ اما مباحث عرفان نظری نیز دخل در این حرکت داشت.

آیت‌الله تحریری افزود: اگر قرار بود حرکت‌های اجتماعی صرفاً از دل عرفان نظری بیرون بیاید، باید در تاریخ شاهد نقش‌آفرینی اجتماعی گسترده‌تری از بسیاری از بزرگان این حوزه می‌بودیم، هرچند حرکت های اجتماعی عرفانی نیز جریان ساز بودند .

امتداد فلسفه؛ تأکید بر عقلانیت، نه انتقال اصطلاحات

وی در ادامه با اشاره به مفهوم «امتداد فلسفه» گفت: اگر منظور از این تعبیر این باشد که رفتارهای اجتماعی ما عقلانی، مستدل و به دور از تخیل و احساسات صرف باشد، این قابل قبول است.

استاد درس خارج فقه حوزه علمیه قم اما تأکید کرد: این به این معنا نیست که مباحث تخصصی فلسفه را با همان اصطلاحات بخواهیم وارد سطح جامعه کنیم؛ این کار نه ضرورتی دارد و نه امکان اجرایی.

عرفان عملی و نسبت آن با حکمرانی دینی

وی درباره عرفان عملی گفت: اگر عرفان عملی را این‌گونه معنا کنیم که رفتار انسان بر اساس ایمان به غیب و التزام به احکام شرعی شکل بگیرد، این معنا با حکمرانی دینی ارتباط مستقیم دارد.

آیت‌الله تحریری افزود: اگر تصور این باشد که وظیفه حاکمیت این است که همه افراد جامعه را به مکاشفه و شهود برساند، این برداشت درستی نیست. وظیفه حاکمیت اجرای شریعت و هدایت عمومی جامعه به سمت توحید و عمل به واجبات و ترک محرمات است.

مکتب نجف و نسبت آن با سیاست

تولیت مدرسه علمیه مروی با اشاره به مکتب عرفانی نجف گفت: مکتب نجف ذاتاً با حکمرانی دینی در تعارض نیست و حتی تابید این مسیر را در خود دارد.

وی تصریح کرد: اگر برخی از بزرگان این جریان وارد عرصه سیاست نشده‌اند، یا به خاطر شرایط زمانه بوده یا به خاطر تشخیص‌های فقهی؛ این موضوع مربوط به افراد است، نه اصل مکتب.

وی در پایان گفت: عرفان اگر درست فهم شود، نه در تعارض با دین است و نه در تعارض با حکمرانی؛ بلکه باید از ظرفیت اینها استفاده شود. فقط باید هر چیزی در جای خودش دیده شود و از خلط ساحت‌ها پرهیز گردد.